#دزد_قلبم_پارت_360
"سخته که نشکنم نبارم
سخته با این حال پریشون
بغضم که امشب گیر کردم
یه جایی بین ابر و بارون"
ارغوان تو حیاط زیر بارون بود و به احسان و حرفاش فکر میکرد
به اینکه راه سختی در پیش داره و این راه تنها تا چندساعت دیگه شروع میشد
"وقتی تو لبخندتو میگیری
وقتی داری از دست من میری
حالم مثه هوای پاییزه
که ناخودآگاه اشک میریزه"
ارغوان:
به اتاقم رفتم و مشغول جمع کردن وسایلم شدم
romangram.com | @romangram_com