#دزد_قلبم_پارت_343
هومن به سمت پرهام رفت:پرهام،داداش چی شده؟
پرهام با ناراحتی به هومن بعد به ارغوان نگاه کرد و رو به هممون گفت:خیلی خستم میرم بخوابم
و از جاش بلند شد و به سمت اتاقش رفت
هومن به ارغوان نگاه کرد و اومد حرفی بزنه که ارغوانم به سرعت بلند شد و به سمت اتاقش رفت
هومن کلافه گفت:یعنی چی؟اینجا چه خبره؟ مگه احسان چی گفته
رفتم سمتش و دستمو رو شونش گذاشتم:منم نمیدونم هومن اما حدس میزنم راجع به سعیدیه
نگام کرد که سعی کردم بهش لبخند بزنم
نمیدونم تا چه حد موفق بودم اما بالاخره هومن هم بهم لبخند زد
پرهام:
باورم نمیشه
یعنی احسان انقدر دیوونس که همچین کاری از ارغوان بخواد؟
romangram.com | @romangram_com