#دزد_قلبم_پارت_339
شکوفه با لبخند گفت:بله خیلیم خوش میگذره
بعد اشاره ای به دخترای پشت سر شروین کرد و گفت:به شما که بیشتر خوش میگذره
شروین اخمی کرد و گفت:دست رو دلم نذار که خونه
شکوفه با لبخند گفت:خیلی سخت میگیری آقا شروین خوب یه دونه انتخاب کن خلاص دیگه
-درد همون یه دونس من هنوز موقعیت ازدواج رو ندارم
-ولی شما 27سالتونه
-هومنم 27سالشه تازه دو ماه از منم بزرگتره ولی هنوز ازدواج نکرده
پوفی کرد و ادامه داد:مامان زیادی شلوغش کرده من هنوز نتونستم شخص مورد علاقمو پیدا کنم ولی اون اصرار داره زودتر ازدواج کنم دارم کلافه میشم اگه همینجوری ادامه بده برمیگردم آلمان
-مگه شما آلمان بودی؟
جرعه ای از مشروبش خورد:واسه تحصیل بله
شکوفه آهانی گفت
romangram.com | @romangram_com