#دزد_قلبم_پارت_308

اکثرا مشغول صحبت بودن

شروینو نمیدیدم از ایمان که پرسیدم با دستش جایی رو نشون داد با دیدن شروین که بین یه مشت دختر بود خندم گرفت

قیافش مثله این ماتم زده ها بود

مشغول نگاه کردن به شروین بودم که ارغوان و شکوفه به سمتمون اومدن

با دیدن ارغوان ناخودآگاه محوش شدم

لباسش همون لباس هدیه ی ویدا بود و موهاشم فر کرده بود و یه طرف شونش ریخته بود

آرایش خیلی کمرنگی هم داشت که واقعا زیباش کرده بود

بهش خیره شده بودم که سقلمه ای بهم خورد به ایمان نگاه کردم که دم گوشم گفت:دختر مردمو خوردی

هومن:

با اشتیاق به شکوفه نگاه کردم

بی نظیر شده

موهاش رو لخت کرده بود و پایینش حالت دار شده بود و لباساش با رنگ چشماش هارمونی جالبی ایجاد کرده بود

romangram.com | @romangram_com