#دزد_قلبم_پارت_304
عمه شیرین به خودش اومد و سری تکون داد و شکوفه رو درآغوشش کشید:خوش اومدی عزیزم
-مرسی خانوم
شکوفه سعی کرد خودشو جدا کنه اما شیرین خانوم نمیذاشت
این چرا اینجوری میکنه؟
اینبار پرهام و هومنم تعجب کرده بودن
یهو صدای شیدا اومد:ارغوان شکوفه
پرهام:
با صدای شیدا عمه به خودش اومد و شکوفه رو رها کرد
شیدا به سمت ارغوان و شکوفه رفت و بغلشون کرد:خوش اومدین
بعد رو به عمه گقت:مامان با دوستام ارغوان و شکوفه آشنا شو
عمه لبخندی زد و گفت:آشنا شدم دخترم
شیدا دست ارغوان و شکوفه رو کشید:بیایید بریم لباساتونو عوض کنید
romangram.com | @romangram_com