#دزد_قلبم_پارت_303


نگاهش به ما افتاد با تعجب نگامون کرد و بعد با شیطنت رو به پرهام و هومن گفت:نگفته بودین مزدوج شدین؟

هومن خندید و دست انداخت گردنش:عمه جون به ماها میاد انقدر بد سلیقه باشیم؟

همزمان با شکوفه اخم کردیم و گفتیم:دلتم بخواد

هومن دستاشو بالا گرفت:من تسلیم ببخشید

عمه شیرین خندید و اومد سمتمون:آفرین به شما میگن زن زندگی

لبخندی نثارش کردیم

گونه ی منو بوسید:خوش اومدی گلم

-مرسی

به سمت شکوفه رفت یکم خیره بهش موند و انگار که داره چیزی رو کشف میکنه

با تعجب داشتم نگاش میکردم

که پرهام به حرف اومد:عمه خوبی؟


romangram.com | @romangram_com