#دزد_قلبم_پارت_290
ارغوان و پرهام کنار پله ها بودن و با نگرانی به من نگاه میکردن
سریع پریدم پشت ارغوان
ارغوان با تعجب گفت:چی شده شکوفه؟ صدای جیغ تو بود؟ چرا جیغ زدی؟
هومن از پله ها سرازیر شد:چون منو بیدار کنه
ارغوان یهو زد زیر خنده
هومن:
با حرص به ارغوان نگاه کردم:واسه چی میخندی؟
میون خنده اش گفت:وقتی قیافتو تصور میکنم خندم میگیره
پرهامم داشت میخندید
با اخم به شکوفه نگاه کردم
زبونی واسم درآورد که چشمام گرد شد
لب زد:تلافی اونروزت
romangram.com | @romangram_com