#دزد_قلبم_پارت_279


و با دیدن شخص رو به روم جیغی زدم

راوی:

ارغوان مبهوت و ترسیده به شخص رو به روش نگاه میکرد

هضم اینکه اون اینجا باشه واسش سخت بود

چه طور ممکن بود که جاشو پیدا کنه؟

متین خنده ای کرد و گفت:قبلنا شجاع تر بودی خانوم خانوما

ارغوان قادر به تکلم نبود

متین جلوتر اومد و روبه روی ارغوان ایستاد

با پوزخند نگاش کرد:آخی زبونتو گربه خورده؟

ارغوان تکونی خورد و به سختی پرسید:این...اینجا چی میخوای؟

متین خندید و گفت:چه عجب فک کردم لال شدی


romangram.com | @romangram_com