#دزد_قلبم_پارت_280
بعد اخمی کرد و گفت:یه هفته
ارغوان آب دهنشو قورت داد:یه هفته چی؟
-یه هفته وقت دارید برگردید هم تو هم اون شکوفه اگه یه هفته بشه به هفته و یه روز اونوقت نه تنها شما دوتا بلکه این دوتا شازده پسرم میکشم میدونی که نمیترسم
بعد گفتن این حرف سریع از خونه خارج شد
و تنها ارغوان با ترس و لرز وسط عمارت ایستاده بود
ارغوان:
نمیدونم چه قدر از رفتن متین گذشته بود که در عمارت باز شد و پرهام اومد داخل
با تعجب به من نگاه کرد انگار انتظارشو نداشت که بیدار باشم
کمی جلوتر اومد و پرسید:ارغوان حالت خوبه؟
به زور سری تکون دادم
با شک نگام کرد که شب بخیری گفتم و آروم آروم به طرف پله ها رفتم
به متین فکر میکردم
romangram.com | @romangram_com