#دزد_قلبم_پارت_258

مگه این سه تا هم میخواستن بیان؟

سوالی به شکوفه نگاه کردم

اونم بدتر از من بود

شیدا رو به هومن گفت:سوییچت و بده پسرعمه

هومن اخم کرد:به همین خیال باش ماشینمو بدم به تو

شیدا جیغ زد:هووومن

هومن با بیخیالی شونه بالا انداخت:از پرهام بگیر

شیدا زیر چشمی به پرهام نگاه کرد و گفت:از جونم سیر نشدم که بعدم زورم به اون نمیرسه

پرهام خنده ای کرد

نگاهی بهش انداختم

چه از خداشم هست همه ازش بترسن

البته خوبه ها از یه نظر مرد باید سگ اخلاق باشه همه ازش بترسن

romangram.com | @romangram_com