#دزد_قلبم_پارت_256

یهو در عمارت باز شد و.....

ارغوان:

با جیغی که زد منم کر شدم چه برسه به شکوفه که کنارش بود

سری تکون دادم و از عمارت خارج شدم

از رو پله ها اومدم پایین که شیدا چسبید به بازوم:مرسی اری جون مرررسی جبران میکنم

خندیدم و به راهم ادامه دادم

شکوفه هم پشت سرمون میومد

با دیدن پرهام و شروین توقف کردم

شیدا با ذوق رفت سمتشون:سلام پرهام سلام داداش

هردوشون جوابشو دادن و بعد شروین با لبخند ازش پرسید:خوشگل خانوم واسه چی جیغ زدی؟

شیدا با ذوق دستاشو بهم کوبید:بالاخره بعد کلی اصرار ارغوان و شکوفه هم قبول کردن بیان مهمونی

شروین با لبخند گفت:چه عجب

romangram.com | @romangram_com