#دزد_قلبم_پارت_242

سری تکون دادم و در عرض یه ربع واسش قهوه درست کردم

فنجون و جلوش گذاشتم

جرعه ای خورد که صورتش جمع شد

نگام کرد و با اخم گفت:این چه وضعشه؟ چرا انقدر تلخه؟

تعجب کردم

ظهر که تلخ خورده بود

-بدید شیرینش کنم

فنجون و ازش گرفتم و دو قاشق شکر ریختم داخلش و هم زدم و دوباره بهش دادم

جرعه ای خورد و دوباره اخم کرد:یعنی چی؟ مگه چای شیرینه؟ چرا انقدر شیرینش کردی؟

با حرص نگاش کردم و گفتم:خودتون گفتید

فنجون و پس زد:یکی دیگه واسم بریز

اخم کردم و یه فنجون دیگه واسش ریختم و با شکر گذاشتم جلوش

romangram.com | @romangram_com