#دزد_قلبم_پارت_216

ارغوان:فکر کنم دستشو کندی

هومن لبخندی زد و گفت:عیب نداره

خودش که مشکلی نداره

من

هومن

پرهام

ارغوان

پرهام:

شکوفه به هزار بدبختی دستشو از دست هومن بیرون آورد و نشست پیش ارغوان

هومنم اومد کنار من نشست و گفت:واییی از گرسنگی الان پرهام و میخورم

نگاش کردم که شونه بالا انداخت:خوب حالا خیلیم خوشمزه نیستی که

سری تکون دادم و مشغول خوردن شدم

romangram.com | @romangram_com