#دزد_قلبم_پارت_217


ارغوان جلوی هممون ظرف سالادی گذاشت

با دیدنش چشام برق زد

ارغوانم متوجه شد و خندید

لبخندی زدم و شروع به خوردن کردم

رو مبل نشسته بودم و پرونده های شرکتو بررسی میکردم

هومن هم مشغول کوک کردن گیتارش بود

شکوفه و ارغوان با سینی حاوی قهوه به سمتمون اومدن

سینی رو روی میز گذاشتن و کنار هم نشستن

شکوفه با اشتیاق رو به هومن گفت:بلدید بزنید؟

هومن در حالیکه سخت مشغول بود لبخندی زد و گفت:البته

-میشه الان یکم بزنید


romangram.com | @romangram_com