#دزد_قلبم_پارت_213
حتی خوده پرهام هم میخندید
شکوفه:
هومن هنوز تو بهت شدت ضربه بود و ما سه تا هم بهش میخندیدیم
یهو به خودش اومد و شروع به نفرین کردن پرهام کرد:الهی دستت بشکنه....الهی کچل بشی......الهی انگشت پات بخوره به مبل
مگه مرض داری؟؟ آخ آخ بیشور چه ضرب دست محکمی هم داره آخ آخ مامان کجایی که پسرتو غریب گیر آوردن
هومن همینجوری میگفت و ماهم میخندیدیم
یهو چشمش خورد به من
با حرص گفت:همش تقصیر این ورپریدس اگه اون ظرفو بهم میدادی الان این بساط نبود که گردنم بشکنه
با خنده گفتم:کجاش شکسته خیلیم سالمه
با چشمای ریز شدش نگام کرد که منم از لجش نیشمو باز کردم
فک کنم قیافم خنده دار شده بود
romangram.com | @romangram_com