#دزد_قلبم_پارت_209


ارغوان:

متعجب به اون دوتا که باهم جر و بحث میکردن نگاه کردم

خواستم پادرمیونی کنم که پرهام نذاشت و مشغول دیدن شد از قیافش و لبخندی که روی لبش بود میشد فهمید داره لذت میبره

پوفی کشیدم و چشمم به ظرف پر از میوه افتاد

یه دونه سیب برداشتم و مشغول خوردن شدم

ظرفو به سمت پرهام گرفتم که اونم مشغول خوردن شد

پرهام آروم دم گوشم گفت:نظرت چیه بشینیم؟

سری تکون دادم

روی مبل پشت سرمون نشستیم

ظرفو گذاشتم بینمون و دوباره شروع کردیم خوردن

اون دوتا هنوز داشتن بحث میکردن


romangram.com | @romangram_com