#دزد_قلبم_پارت_208

شکوفه لبخندی زد و گفت:هیچی

ارغوان کنار شکوفه ایستاد و ظرفو ازش گرفت

و گفت:مطمئنی چیزی نشده؟

شکوفه با لبخند گفت:خوب نه راستش آقا هومن میوه میخواد گفتم الان وقت ناهاره نمیشه

با حرص گفتم:من گفتم میوه میخوام؟ یا خودت واسم آوردی

-معلومه شما گفتی

-روتو برم الحق که دکتر لازمی

-نخیر نیستم

-چرا هستی

-نیستم

-هستی دیگه

-نیییستممم

romangram.com | @romangram_com