#دزد_قلبم_پارت_205


مرد پک محکمی به سیگارش زد و با تمسخر گفت:عاشق هه

هومن:

داشتم تی وی میدیدم که گوشیم زنگ خورد

با دیدن اسم بنفشه اخمام تو هم رفت و گوشیو انداختم اونور

تو این چندروز بیشتر از بیست بار زنگ زده بود ولی جوابشو ندادم

چون قطعا اگه جواب میدادم دهنم باز میشد و هرچی که لایقش بود بارش میکردم

منتظر بودم احسان به هوش بیاد تا بفهمم باید چیکار کنم

با قرار گرفتن ظرفی جلوم از فکر بیرون اومدم

نگاهی به ظرف انداختم

پر از میوه های قاچ شده

به شکوفه نگاه کردم که با لبخند شیطون داشت نگام میکرد


romangram.com | @romangram_com