#دزد_قلبم_پارت_200
لبخند رو لبم کمرنگ شد رفتم جلوتر و صدا زدم:آقای راد
بازم صدایی نیومد
وای خدا
نکنه چیزیش شده؟
ای بابا عجب غلطی کردم
دوباره صداش زدم:آقای راد
بازم سکوت
رفتم جلوتر و دقیقا لبه ی استخر ایستادم و با نگرانی صداش زدم:پرهام
به ثانیه نکشید دستی از آب اومد بیرون و منو کشید تو استخر
جیغی کشیدم و پرت شدم تو آب
شنا بلد نبودم بخاطر همین مدام دست و پا میزدم
پرهام اومد سمتم و منو گرفت بین بازوهاش و درحالیکه میخندید گفت:آخه دخترجون وقتی شنا بلد نیستی چرا شوخی میکنی
romangram.com | @romangram_com