#دزد_قلبم_پارت_195


یکی از ابروهامو بالا انداختم و گفتم:این یعنی چی؟

-منم نمیدونم ولی فکر میکنم نقشه ی دیگه ای دارن که وسعتش از آدم ربایی هم بیشتره

-پس بخاطر همین به برگشتن احسان شک داشتی؟

سرشو به نشانه ی تایید تکون داد

از جام پا شدم و گفتم:من خیلی خسته ام میرم بخوابم شماهم بهتره برید

هردو از جاشون پاشدن و به طبقه بالا رفتن

پرهام:

به احسان نگاهی انداختم

رنگش پریده بود و رو صورتش چند جای بریدگی بود

عوضیا مگه دستم بهتون نرسه

میدونم چه بلایی سرتون بیارم


romangram.com | @romangram_com