#دزد_قلبم_پارت_193


از طعنه و توهین هایی که شنیدم

از حسرت هایی که داشتیم

از کتک هایی که خوردیم

همه رو گفت

آخرش رو هم گفت که چطور خسته شدیم و فرار کردیم و اضافه کرد:اگه بیرونمون کنید حق دارید چون هیچکسی تا الان به دوتا دزد پناه نداده اما بدونید اگه ما میخواستیم دوباره این راهو در پیش بگیریم هیچ وقت با برادرتون قرارداد نمی بستیم،هیچ وقت قبول نمیکردیم یکسال اینجا کار کنیم، هیچ وقت خودمون رو پایبند نمیکردیم

بعد از اتمام حرفش به هومن نگاه کردم

با اخم و تعجب بهمون نگاه میکرد

هومن:

واقعا باورم نمیشد

یعنی این دو نفر انقدر گذشتشون تلخ بود؟

اخمی کردم


romangram.com | @romangram_com