#دزد_قلبم_پارت_185


زیر بازوشو گرفتم و بلندش کردم و به سمت خونه بردم

وارد عمارت شدم و داد زدم:ارغوان

ارغوان و شکوفه وهومن با سرعت به سمت پایین اومدن

با دیدن احسان همگی ماتشون برد

رو به ارغوان گفتم:سریع زنگ بزن شروین

ارغوان چشمی گفت

و سریع به سمت تلفن رفت

شکوفه رفت تو آشپزخونه و با بتادین و گاز استریل برگشت

هومن کنار احسان نشست و با نگرانی پرسید:چش شده؟

کلافه گفتم:نمیدونم نمیدونم اون آشغالا این بلا سرش آوردن

هومن چیزی نگفت


romangram.com | @romangram_com