#دزد_قلبم_پارت_186

شکوفه شروع کرد به ضدعفونی و پانسمان زخمای احسان

ارغوان بعد چند مین اومد پیش ما و گفت:شروین گفت تا ده دقیقه دیگه اینجاس

سری تکون دادم و به احسان خیره شدم

ارغوان:

پرهام به سمت آیفون رفت

بازوهام و مالیدم و برگشتم که دیدم هومن با چشمای ریز شدش داره بهمون نگاه میکنه

با ترس نگاش کردم که گفت:بعدا باید بهم توضیح بدید چون الان دیگه مطمئنم شما همون دوتا دخترید

آب دهنم و قورت دادم و گفتم:ب..باشه

با صدای پرهام همه به سمت پایین رفتیم

با دیدن احسان هممون تعجب کردیم

خدای من

افتضاح شده بود

romangram.com | @romangram_com