#دزد_قلبم_پارت_154

ولی اگه میگفتم سریع پرتم میکرد اون دنیا

رفتم پایین و لیوان آبی براش آوردم

با تعجب به من و کارام نگا میکرد که طاقت نیاوردم و با خشم گفتم:به نظرتون با سیگار کشیدن مشکلی حل میشه؟

پوزخندی زد و جوابمو نداد

یعنی گونی گونی حرص میخوردم از دست این بشر

اخمی کردم و خواستم برم که صداش به گوشم رسید:به نظرت باهاش چیکار میکنن؟

برگشتم سمتش و نگاش کردم

ادامه داد:ما خیلی احسانو دوس داریم از بچگی باهم بزرگ شدیم اگه...اگه بلایی سرش بیاد اونوقت

دیگه چیزی نگفت

رفتم سمتش و با لحنی که ازم بعید بود گفتم:خدا بزرگه اتفاقی نمیوفته شما زیاد نگران نباشین

نگام کرد و با دست به کنارش اشاره کرد

متعجب بهش نگاه کردم نه به رفتار صبحش نه به الان

romangram.com | @romangram_com