#دزد_قلبم_پارت_149
عصبی از پله ها بالا رفتم و وارد اتاقم شدم
سیگاری روشن کردم و مشغول کشیدن شدم
وقتی تموم شد یکی دیگه بیرون آوردم
باز یکی دیگه و یکی دیگه
تا جایی که تو اتاق پر دود شده بود و به سرفه افتاده بودم
در اتاقم به صدا در اومد
با صدای گرفته گفتم:بیا تو
اصلا واسم مهم نبود کی پشت دره
در باز شد و ارغوان وارد اتاقم شد
با بهت به من و اتاق دود گرفته نگاه میکرد
بعد از چند لحظه با اخم به طرف بالکن رفت و درشو باز کرد
romangram.com | @romangram_com