#دزد_قلبم_پارت_130

پوفی کشیدم و از رو تخت بلند شدم

مثله اینکه بی خواب شدم

دستم به سمت کشوم رفت و پاکت سیگار و فندکمو درآوردم

به سمت بالکن رفتم

درو باز کردم

داشت بارون میومد

سیگارمو روشن کردم و گوشه لبم گذاشتم و همزمان به آسمون نگاه میکردم

چند دقیقه گذشت سرمو پایین آوردم که ارغوانو دیدم

سرشو بالا گرفته بود و چشماشو بسته بود

بعد از چندلحظه دستاشو باز کرد و چرخی زد

از همینجا هم میتونستی لبخندشو حس کنی

به لباساش نگاه کردم

romangram.com | @romangram_com