#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_107


دیدم داره خیلی غرمیزنه

مریم انقد غرنزن دیگ نمیتونیم اینکارو الان ول کنیم باید تا اخرش بریم

دیگ هیچی نگفت همه توفکر بودیم یه ساعتی گذشته بود که اریا اینا پاشدن

آریا: ما دیگ بریم تا فردا میایم سراغتون

ای کاش یه جور اونجا میموندیم

سهیل:دلیلی نداشتیم برای خرید مواد اینا هم دیدین آریا حرف زد باهاش کاراصلیمون فرداس

...پسرا رفتن ماهممون استرس داشتیم مخصوصا مریم داشت میمرد رنگش عین گچ

هرجور شده بزور خوابیدیم

گوشیم زنگ خورد پاشدم یه آرایش معمولی کردم لباس پوشیدم رفتم پایین بچه ها هم امدن

پسراامدن دنبالمون سوارماشین شدیم رسیدیم به اون خونه اه انقد بدم میاد ازاینجا

انقد تیپ زده بودن دخترکش شده بودن بیشعورا

آری و سهی و آرتی رفتن تو ماهم بیرون براخودمون گشتیم قرارشد یه جورخبربدن به ما

گوشیم زنگ خورد آریا بود بعدش قطع کرد این یعنی که میتونین برین تو

فاطی که ازدرو دیوارمیرفت بالا ازدیواررفت بالا همجارو نگاه کرد پرید پایین دروبازکرد ماهم مثل دزد رفتیم تو

آروم میرفتیم تو دیدیم یه مردی اومد بیرون سریع پشت درخت اینا قایم شدیم

یه انباری اون پایین بود فهمیدیم که دخترا اینجان سریع رفتیم تو

دخترا که مارودیدن ترسیدن

نترسین امدیم نجاتون بدیم

بچه ها خوشحال شده بودن اما ازقیافشون معلوم بود میترسیدن

...یه ماشین پشت دربود یه جور باید اینارو میبردیم بیرون سوارماشین میکردیمشون

یکی ازدخترا رو صدا کردم

توبیا اسمت چیه

_زهرا هستم خانوم

دنبال من بیا آروم رفتم بیرون زری هم دنبالم یواش میرفتم اگه میفهمیدن دخلمونو می اوردن

رفتیم پشت درختا

زری قلاب بگیرم میتونی بری بالا

_بله میتونم

براش قلاب گرفتم اون که داشت میرفت بالا بهش گفتم: یه ون سفید پشت دره بروانجا سوارشو اصنم نترس

_مرسی خانوم جبران میکنم

..وقتی ردش کردم زنگ زدم به اون راننده گفنم یکی اومد بیرون حواسش باشه

یه دوری زدم ببینم میتونم راهی پیداکنم برای فراری دادن این دخترا سخت بود بخام ازبالا فراری بدم

همینحور رفتم یه دیواری بود اما نصفش ریخته بود دورورمو نگاه کردم کسی نبود

همون دیوازو نگاه کردم دیدم به بیرون راه داره اخیش

آروم رفتم سمت زیرزمین

بچه ها دونفرتون بیاین سریع بدویین

romangram.com | @romangraam