#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_345


از اونجایی که این دوخواهر همیشه یه نیمه پنهان داشتن و هیچکس نمیدونست دوقلو هستن

و نتونستن یه تولد مشترک و دونفره رو تجربه کنن

تصمیم گرفتیم..برای عشقامون تولد دونفره بگیریم و این دروغ دونفره رو پایان بدیم





بهت زده زل زده بودم بهش که نیلا دستم گرفت





به سمتش چرخیدم که لبخند گرمی زد

_بیا بریم...





انقد توی بهت بودم که قدرت حرف زدن نداشتم





همراه نیلا پشت میز کوچکی ایستادیم

که با صدای سووت و دست توجه ام به کیک صورتی خوشکلی جلب شد

مرتضی کیک روی میز گذاشت که با دیدن یه

عکس یه ماه کامل که ابر کوچکی گوشه ازاونو پوشیده بود

هنگ‌کردم

که مرتضی خندید_بذار توضیح بدم

این کیک خودش یه جمله فلسفی هست





نیلا خندید





مرتضی_یعنی بعد ۲۰ سال نیمه پنهان ماه از پشت ابر بیرون اومده...





خندیدم_واقعا یه سوپرایز جدید بود





مرتضی خواهش میکنم





مصطفی_بذارید منم کادومو به خانومم بدم





با شنیدن کلمه خانومم دلم قنج رفت





مصطفی روی صندلی پشت پیانو نشست

_خب اینم آهنگ تولد برای زیباترین قسمت زندگیم...

****

زمستون فصل تولدتو

میخونم فقط بخاطر تو





دل من دیگه اروم نداره

تورو خواسته دیگه راهی نداره





شب تولدت باز مثل پارسال

بی قرارم بی قراری

مثل هرسال....





آهنگ مهیار _تولد زمستون





بعد از اتمام آهنگ همه بچه ها شروع کردن به دست زدن





انقد محو صداش بودم‌که متوجه تموم شدن آهنگ نشدم...

نیلا_هووی خوردیش..





خنده کمرنگی روی لبم نشست_شوهرمه به توچه





نیلا کنارگوشم زمزه کرد_بهتره بهش دل نبستی چون چندروز دیگه ازهم جدا میشید





اخمی روی پیشونیم نشست





مرتضی_یالله شمع هارو فوت کنید.

با نیلا نگاهی بهم انداختیم





نیلا آروم لب زد_ اول آرزو کنیم..





سری تکون دادم چشمام بستم





توی ذهنم دنبال یه آرزو میگشتم ولی همش چهره مصطفی جلوی چشمام نقش میبست...





کلافه چشمام باز کردم

که با دیدن بچه ها که چهار چشمی زل زده بودن به ماخندم‌گرفت_چیه بابا چرا اونجوری نگاه میکنید





شیدا_من میدونم نیلا آرزو کرده سال دیگه بچه اش ۶ ساله باشه.‌.‌





همه بلند خندیدن





نیلا_نخیر آرزو کردم تو زودترشوهرکنی..ترشیت داره خراب میشه...



romangram.com | @romangram_com