#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_337




_خب چی گفت؟؟!





نیلا عصبی غرید_گیر داده میگه میخوام حضوری باهاتون صحبت کنم..





_خب دعوتش میکردی





داد زد_چی چیو دعوتش میکردی ؟انگاری یادت رفته کیه؟؟





شونه هام بالا بردم_نه..ولی چرا وقتی خوشبختی داره خودش واس رسیدن به ما خفه میکنه ما چرا ردش کنیم و بیشتر تو این زندگی نکبتی دست و پا بزنیم؟؟





چشماش گرد شد_تو فکر میکنی با اون پول و زندگی خوشبخت میشی؟؟





بیخیال به سمت آشپزخونه رفتم_شاید





نیلا_نیلو توهمیشه از من عاقل تر بودی..از تو بعیده این حرفا





پشت میز ناهار خوری نشستم و اروم زمزمه کردم_چون عاقل ترم میگم اون زندگی بهتراز اینه...

مگه ما کل عمرمون رو برای پول دزدی نکردیم؟





خب الان بدون دزدی داریم صاحب این همه پول میشیم ،بد؟؟





نیلا به زمین زل زد و به فکر فرو رفت





لبخند نصف و نیمه روی لبم نشست این نشون میداد

همچینم ازحرفام بدش نیومده..





مکثی کرد و اروم‌گفت_یعنی دعوتش کنم خونه؟؟





سرتکون دادم_آره ...





اهی کشید_ولی من نمیخوام از مرتضی جدا بشم..من عاشقشم...





نفسم کلافه بیرون دادم_توبهش بگو بیاد شاید راه حلی واس این داشت که بدون دردسر به این پول کلون برسیم..





اخم کرد_ولی اون گفت به شرط طلاق و ازدواج با کسی ک بابا دوست داره اون پولو بهمون میده... منم نمیخوام از مرتضی جدا بشم





عصبی غریدم_ولی من میخوام از مصطفی جدا بشم





با صدای گرفته مصطفی سریع به سمتش چرخیدم_قضیه چیه؟؟





آب دهنم قورت دادم

نمیدونم چرا ازینکه حرفم شنیده بود حس بدی بهم دست داد





نگاه مردد مصطفی توی چشمام درگردش بود_میخوای جدا بشی؟؟





من من کنان جواب دادم_من ...چیزه..نیلا....بابا..





ذهنم قدرت جمله سازی نداشت..

تمام بدنم‌در یک لحظه یخ زد





نیلا_آقا مصطفی من براتون توضیح میدم





مصطفی داد زد_چیو؟؟





از بلندی صداش چشمام بستم..





عصبی کتش از روی میز برداشت و از خونه بیرون زد...

نیلا اخم کرد_همینو میخواستی؟؟





اهی کشیدم_زنگ‌ بزن به وکیل بگو الان بیاد...





نیلا با صدای که سعی میکرد کنترلش کنه جواب داد_تو دیونه شدی؟؟





عصبی غریدم_زنگ بزن بگو بیاد اینجا





نیلا پشت چشمی برام نازک کرد و از خونه خارج شد





غمگین سر خوردم و گوشه دیوار نشستم..





romangram.com | @romangram_com