#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_311
چشم غره ای بهم رفت_واس عروسی دیگه
_اووو هنو کو تا عروسی..
نیلا خندید_اخر همین هفته اس
جیغی کشیدم_چی؟؟؟
نیلا نیشش باز کرد_خب
ما که همه کارامون آمادس چرا زودتر عروسی نگیریم
متعجب گفتم_آخه انقد زود؟؟
نیلا_واای نمیدونی امروز رفتیم خونمون رو هم دیدم انقد بزرگ و خوشکل بود با تمام وسایل
مرتضی گفت حتی یه تیکه جهیزیه هم نمیخواد تهیه کنیم
از این همه ذوق و شوق نیلا لبخندی روی لبم نشست
نیلا_من باید برم خونه نرگس جون
آهی کشید_ قرار لیست مهمونا رو تهیه کنن
باید بگم من کسی ندارم واس عروسی دعوت کنیم..
_باشه منم میخوام برم بیرون
لباسا رو توی پلاستیک گذاشت_کجا؟؟
شونه هام بالا بردم_نمیدونم میرم یه چرخی بزنم توخونه حوصله ام سر رفته..
نیلا_باشه...
گوشی به سمتم گرفت _
.پس گوشی رو با خودت ببر اگه مشکلی پیش اومد بهم زنگ بزن
گوشی از گرفتم و توی جیب شلوارم چپوندم_باشه...هندزفری رو هم بهم بده
از روی زمین بلند شد
لباسام از دیشب عوض نکرده بودم
با اینکه چروک و نامرتب شده بود حوصله تعویض لباس هم نداشتم و
دستی به لباسم کشیدم که نیلا همراه چادر از اتاق بیرون اومد
هندزفری به سمتم گرفت_بیا..
این چادرم ببر لازمت میشه موقع برگشتت
چادر و هندزفری ازش گرفتم
_باشه..منمیرم کاری نداری؟؟
متعجب گفت_با همین لباسا میری؟؟
خندیدم_هرچی نامرتب تر باشم مزاحم کمتر..
سری از روی تاسف تکون داد_خب میترشی توخونه
لپش کشیدم_همون تو مزدوج شدی بسه
هرموقع بی شوهری زد به سرم شوهرتوهس
پس گردنی بهم زد_چشات درویش کن نفله..
با خنده از خونه خارج شدم
آروم به سمت پله ها رفتم
و تند تند دوتا یکی ازشون پایین رفتم
کسی توی پارکینگ نبود
با دو از ساختمان خارج شدم و نفس عمیقی کشیدم_آخیش آزادی...
هندزفری توی گوشی فرو کردم و همینطور که سرم پایین بود مشغول گشتن بین آهنگا بودم تا یه آهنگ خوشکل پیدا کنم..
که به یه آهنگ آروم برخوردم
romangram.com | @romangram_com