#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_299


و بعد از بستن روبندش سریع از خونه بیرون زدم





حتی وقت نداشتم منتظر آسانسور بشم و با دو از پله پایین رفتم





کسی تو ساختمان نبود





به محض خروجم از ساختمان آمبولانس به راه افتاد





کنار خیابون برای تاکسی دست تکون دادم و سریع سوار شدم_آقا دنبال اون آمبولانس برید





تموم مسیر دلم مثل سیر و سرکه میجوشید





با یاد آوری اینکه نیلا بخاطر ما و دروغمون ممکنه خودکشی کرده باشه ..

عصبانی مشت گره کردم روی پام کوبیدم..

به محض توقف ماشین کنار خیابون

سریع پیاده شدم

و به سمت بیمارستان رفتم





نیلا روی برانکارد به سمت اتاقی بردن





مصطفی و مرتضی عین بادیگارد ها دو طرف در اتاق ایستاده بودند





نگاهی به اطراف انداختم به ناچار روی صندلی رو به روی اتاق نشستم که مصطفی نگاه بدی بهم انداخت





رو بندم کمی بالا تر کشیدم و سرم پایین انداختم

استرس زیاد داشت جونمو میگرفت





با پام روی زمین ضرب گرفتم

که در اتاق باز شد و دکتری بیرون اومد





نیم خیز شدم به سمتش برم که مصطفی و مرتضی سریع تراز من جلوشو گرفتن





گوشام تیز کردم تا حرفاشون بشنوم





مصطفی _چی شد دکتر؟حالش خوبه؟؟!





دکتر سری تکون داد_آره ضربه زیاد سخت نبوده

مصطفی با تعجب گفت_کدوم ضربه؟!

رگ دستش چی ؟؟!





دکتر لبخندی زد_اون که یه خراش سطحی بود بخاطر اینکه با تیغ تیز بود خون ریزیش زیاد شده





بیهوشی بیمار بخاطر ضربه خوردن سرش بود نه خون ریزی زیاد...

اونم به احتمال زیاد پاش لیز خورده و سرش به لبه شیر آب یا وان خورده..





الانم بیهوشه ،به هوش که اومد میتونید ببریدش خونه..





نفس آسوده ای کشیدم

دوتایی به سمت اتاق رفتن که دکتر جلوشونو گرفت_کجا!؟





مصطفی_بریم ببینیمش!!





دکتر اخمی کرد_چه نسبتی باهاش دارید؟؟!





مرتضی سریع تراز مصطفی جواب داد_همسایش هستیم





که مصطفی چشم غره تپلی بهش رفت

و مرتضی حرفش دیگه ادامه نداد..





دکتر_پس اجازه دیدنش ندارید..





مصطفی به دکتر نزدیک تر شد و چیزی در گوشش گفت که دکتربالبخند نگاهی به مرتضی انداخت





هاج و واج نگاهشون میکردم که دکترخندید_فقط چند دقیقه میتونید ببینیدش..





چشمام ریز کردم

این مصطفی هم موزماری بودا





مرتضی و مصطفی وارد اتاق شدن





پشت سرشون به سمت در رفتم

و آروم از لای در سرک کشیدم

نیلا روی تخت خوابیده بود..

romangram.com | @romangram_com