#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_217


حالا باید از اول گریم کنه...





چشم غره ای بهش رفتم

و روی صندلی نشستم

بعد از چند دقیقه آرین یا سینی چای وارد اتاق شد

لبخندی زدم_کد بانو شدیا..





سرش به طرفین تکون داد_وقتی خدمتکارم بشینه من باید چای بریزم..





اخم کردم_خدمتکارتون بیکار ننشسته که

بازم داره برای کمک به شما آماده میشه





عرفان یه استکان چای رو از داخل سینی برداشت به سمتم گرفت_بگیر بخور دهقان فداکار





استکان ازش گرفتم





که صدای زنگ در حیاط بلند شد





عرفان سریع به سمت در اتاق رفت_حتما کلاه گیس اورده ...





بدون اینکه به کسی اجازه حرفی بده از اتاق بیرون زد





آرین_چقد هول ...





پوزخندی زدم





بعد از چند دقیقه عرفان با جعبه ای وارد شد

آرین _چندتا کلاه گیسه؟؟





عرفان متعجب گفت_خب یکی مگه قرار بود چندتا باشه؟؟





آرین_فکر کنم شنیدم گفتی دوتا بیاره...





عرفان هل کرد_نه بابا

قرار بود دوتا بیاره که یکی خراب شد از اون یکی استفاده کنن ..ولی دیدم هزینه اش زیاد میشه گفتم همون یکی بیاره





آرین آهانی گفت





عرفان جعبه رو به جیکوب داد

پیراهنش برجسته شده بود

دقیق زل زده بودم به شکمش انگاری چیزی زیر لباسش بود





وقتی نگاه خیره منو دید





سریع گفت_بیا بشین تا کارش تموم کنه زودتر چند ساعت دیگه باید مهمونی





بی حرف روی صندلی نشستم

که جیکوب کشی محکم موهام بالای سرم بست

و با چیزی تور مانند رنگ پوست تمام موهام جمع کرد اونو روی سرم تنظیم کرد

که تمام نقاطی که مو داره بپوشونه...





مایعی روی سرم ریخت

بعد با دقت کامل کلا گیس رو از داخل جعبه برداشت روی سرم تنظیم کرد

با شونه و قیچی بهشون حالت داد





اخر سر با رضایت چشم دوخت بهم و لبخندی زد

به سمت تخت رفت از داخل پلاستیک لباس های پسرونه ای بیرون کشید و به دستم داد





متعجب گفتم_الان بپوشم؟؟





عرفان_نه پس بذار بعدا بپوش..الان فقط اوردیم نگاهشون کنی





چشم غره ای بهش رفتم_باشه پس نگاه میکنم





زل زدم به لباسا که آرین با خنده گفت_مسخره بازی درنیارید ..

نیلو پاشو بپوش ببینیم اخرش چه شکلی میشی

صورتت که خیلی عوض شده





_انتظار نداری جلوی شما بپوشم؟؟

عرفان چشماش توی حدقه چرخوند_شیطونه میگه...





چشم غره ای بهش رفتم_شیطونه هرچی گفت غلط کرد با تو...

عرفان به سمتم خیز برداشت

که آرین سریع مانع راهش شد_خیلی خب ..جوش نیار پسر..

اشاره ای به جیکوب کرد

romangram.com | @romangram_com