#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_178


نیلا دستش رو روی دهنش گذاشته بود و با چشم های بیرون زده و پر اشک نگاهم می کرد

با دیدنم چشم هاش رو بست که...





سرم رو خم کردم و زیر گوشش آروم گفتم:

- من میرم بیرون

دو دقیقه دیگه بیا

خوابه ولی ممکنه بیدار بشه

مواظب باش یه وقت بیدار نشه





سر تکون داد

در کمد رو بستم و آروم بیرون رفتم

لبم رو گاز گرفتم سریع از خونه بیرون زدم





*نیلا**





آب دهنم رو به سختی قورت دادم

انگار راه تنفسم بسته شده بود و سینه ام به خس خس افتاده بود





دو دقیقه ای که نیلو گفته بود گذشت و

از استرس زیاد نمی تونستم تکون بخورم

کامل فلج بودم و عرق از کمرم پایین می چکید





چشم هام رو بستم و سعی کردم آروم باشم

چند تا نفس عمیق کشیدم

تا ابد که نمیتونستم توی کمد بمونم

باید قبل از اینکه رادمهر بیدار بشه جیم می زدم





یکم که آروم تر شدم

در کمد رو هول دادم

نفسم رو توی سینه ام حبس کرده بودم که رادمهر حتی با صدای نفسام بلند نشه





از لای در سرک کشیدم.

با دیدن رادمهر که رو تخت خوابیده بود نفسم رو آروم بیرون دادم و چشم هام رو برای یه لحظه بستم





به سختی و با کمترین سر و صدا از کمد بیرون اومدم.





در کمد رو نبسته بودم که رادمهر تکونی خورد





سر جام خشکم زد و سریع چرخیدم و نگاهش کردم





همچنان خواب به نظر می رسید

نفسم رو فوت کردم و

آروم در کمد رو بستم





نگاهم همه اش به سمت رادمهر می رفت

پاورچین پاورچین به سمت در رفتم





دو قدم با در فاصله داشتم که با شنیدن صداش یه دور سکته کامل رد کردم





رادمهر- کجا میری؟





سر جام خشکم زد و خیره شدم به زمین

نباید می موندم





بدون اینکه برگردم و نگاهش کنم دو قدم بلند به سمت در برداشتم و بازش کردم و به سمت حیاط دویدم





در خونه رو کوبیدم و وارد کوچه شدم

نیلو رو دیدم که سریع به سمتم اومد:

- چی شد؟





وحشت زده بین نفس زدن هام گفتم:

- داشتم می اومدم بیرون بیدار شد

چشم هاش از ترس پر شد.

لب زدم - منم فرار کردم.





سر تکون داد و دستم رو گرفت:

- بیا بریم تا نیومده..

دوتایی با تمام توان شروع به دویدن کردیم تا به یه خیابون اصلی برسیم و بتونیم تاکسی بگیریم





با دیدن تاکسی خالی نیلو دستش رو دراز کرد و تو هوا تکون داد

به محض ایستادنش سریع پریدیم توش و دوتایی از شیشه ی عقب به پشت نگاه کردیم





راننده کمی عصبی پرسید:

- چیزی شده؟

آب دهنم رو قورت دادم و صاف نشستم که نیلو گفت:

- یه سگ دنبالمون کرده بود





و نگاه پر معنی ای بهم انداخت

راست می گفت

romangram.com | @romangram_com