#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_179
رادمهر کم از سگ نداشت
به سگ توهین میشد اینجوری می گفتیم
خیالم راحت تر شده بود
به صندلی تکیه دادم و چند تا نفس عمیق و بلند کشیدم که راننده بطری آبی رو به سمت عقب گرفت:
- تمیزه هنوز بازش نکردم
بخورید نفستون جا بیاد
نیلو بطری رو گرفت و بازش کرد
حینی که آب رو سر میکشیدم گفت:
- یادت باشه پولشو بدیم
سر تکون دادم
نفسم جا اومد و دهنم از اون خشکی دراومد...
بطری رو به به نیلو دادم _سکته کردم
با لحن آروم تری زمزما کردم
- نزدیک بود خودم خیس کنم
من که دیگه پامو توی خونه رادمهر نمی ذارم
تو هم نرو..
نیلو نگاهی بهم انداخت- خودت قبول کردی
شونه بالا انداختم_الانم مثل سگ پشیمونم جونمونو از سر راه که نیاوردیم
شیشه رو توی کیفش گذاشت_ خب میگی چیکار کنیم؟
نفس عمیقی کشیدم_نمی دونم،
ولی وقتی این ارین و مهبد می گفتن مواظبیم و مواظبیم
چی شد وقتی داشتم سکته میکردم اونجا؟؟
یکم دیر تر اومده بودی معلوم نبود چه بلایی سرم می اومد
سر تکون داد و به صندلی زل زد_ولی اگه آرین بیرونمون کنه چی؟
عصبی گفتم_به درک دنبال یه جای دیگه می گردیم
چیزی که زیاده کار...
سر خیابون که رسیدیم نگاهم به سمت راننده کشیدم _ آقا ممنون
نیلو کرایه و پول آب رو حساب کرد هرچند مرده قبول نمی کرد
پیاه شدیم
هوا تاریک بود و
احتمالش بود که آرین اومده باشه خونه
- پس میگی امشب باهاشون حرف بزنیم؟
پشت درخت کنار خونه ایستادم
_تو برو چند دقیقه دیگه من میام
سر تکون داد
به درخت تکیه دادم و منتظر شدم....
*نیلو**
وارد حیاط شدم و در رو نیمه باز گذاشتم.
در خونه رو که باز کردم آرین و مهبد
هر دو نگاهم کردن که سریع سلام دادم
مهبد به سرعت بلند شد:
- سلام. چی شد؟ کد رو پیدا کردی؟
یه لحظه کپ کردم
کد چی؟؟!شاید به نیلا گفته بودند و من بی خبر بودم
باید یه جوری فرار میکردم من که از همه چی بی خبر بودم
لبخند دندون نمایی زدم و یهو خم شدم دستم روی شکمم گذاشتم_ اوخ اوخ من برم دستشویی بعد میام بحرفیم
دویدم سمت دستشویی و سریع در رو بستم
romangram.com | @romangram_com