#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_168


کم کم چشم هام گرم شد و بالاخره خوابم برد.

**

با صدای زنگ خوردن گوشی چشم باز کردم

دست نیلا جلوی چشمم از تخت آویزون بود.





به دستش زدم که گفت:

- هومم

- قطعش کن





چرخید و صدای زنگ قطع شد.

دو دقیقه بعد که باز داشت خوابم میبرد زد رو شونه ام:

- پاشو هی..





- هان؟

- باید بریم خونه رادمهر دیر کنیم بدبختمون می کنه





به سختی بلند شدم و و نشستم.

نیلا از اتاق رفت بیرون و صدای صحبت کردنش با آرین می اومد





ده دقیقه همونطوری تو جام نشسته بودم که نیلا اومد تو:

- نیلو پاشو حاضر شو آرین که رفت برو دستشویی





سر تکون دادم و دوباره که بیرون رفت حاضر شدم.

دلم میخواست دوباره بخوابم ولی نیلا لباسا رو اتو کرده بود و





اگه چروکشون می کردم منو میکشت

پس همونجا رو تخت نشستم و چشم هام رو بستم





دیگه داشتم کشته شدن رو به جون میخریدم که درباز شد:

- بیا برو رفت

فقط زود باش دیر نشه





از دستشویی که بیرون اومدم لقمه ای که درست کرده بود رو بهم داد:

- بیا بخور

بریم.





امروز نوبت نیلا بود. گوشی ها رو از توی جیبم درآوردم و دادم دستش:

- بیا مواظب باش نفهمه ها





سر تکون داد و همونطور که یاد گرفته بود توی گوشش گذاشت.

گوشی خودم رو موقع حاضر شدن گذاشته بودم





به در خونه اش رسیدیم که نیلا گفت:

- در بازه.

به درخت بزرگ کنار در اشاره کردم:

- اینجا می مونم تو برو تو





سر تکون داد و در رو بیشتر باز کرد که گفتم:

- مواظب خودت باش

لبخند زد و وارد شد..





*نیلا**





وارد حیاط شدم

حیف حیاط به این خوشگلی نبود مال یه آدم هوس باز و داغون بود؟





با خودم غرغر می کردم که به خونه رسیدم.

در رو باز کردم و وارد شدم.

انگار خبری نبود.





دوتا پله ی کوچیک رو پایین رفتم و وارد حال شدم که دختری از روی مبل بلند شد و مثل جت به سمت اتاق رفت و در رو کوبید





اینکه یه دختر تو خونه بود عجیب نبود

ولی اینکه کاملا لخت اونم روی مبل بود....





یه لحظه حالم بد شد

دیگه روی مبل های این خونه نمی نشستم

اصلا هیچ جا نمی نشستم





آخه مبل جای اینکاراست؟

با دیدن رادمهر که از پشت مبل بلند شد خشکم زد





لباس نداشت فقط با یه شورت و نیم تنه برهنه جلوی چشمم بود

عضلات شکمش توی هم پیچ خورده بودن و حتی گردنش هم عضلانی و قوی بود





فکر کردم این منو فوت می کرد می مردم

اگه میخواست کاری کنه نمیتونستم فرار کنم

با اخم توپید:

- بلد نیستی در بزنی؟



romangram.com | @romangram_com