#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_167
ضربه ای به پام کرد
آرین با چشمای گرد زل زده بود به من خشکش زده بود
یهوو از جاش بلند شد_میرم بخوابم شب بخیر..
و سریع از اشپزخونه خارج شد
نیلا سرش از زیر میز بیرون اورد _رفت؟؟!
متعجب از رفتار ارین گفتم_ آره جن زده شد فک کنم
نیلا خندید و از زیر میز بیرون اومد_آره فک کنم رفت حموم اخه
حسابی شلوارش باد کرده بود
چشمام گرد شد_چی؟؟
شونه هاش بالا انداخت_نمیدونم والا فک کنم کتلت ها تحریک کنده بود که پسرمون....
اخم کردم_نیلا..
و لب گزیدم_زشته ..
نیلا_به من چه معلوم نیس چیکار کردی که پسر مردم و هوا برداشته و سیخ کرده
بعد به من میگی زشته
چشمام تا اخرین حد گرد شد _من کاری..
مکثی کردم_نکنه بخاطر خوردن لبام..؟؟!
نیلا خندید_جوون پس بگو صحنه هات دیده
چپ چپ نگاهش کردم و گفتم:
- ظرفا رو خودت بشور.
دهنش رو کج کرد:
- نکنه تو هم تحریک شدی داری در میری نفهمم؟
چشم هاش رو گرد کرد و نزدیکم شد:
- بذار ببینم از کجا بفهمیم تو هم آره؟ خودم رو عقب کشیدم:
- خاکبرسرت کنن خیلی بی ادبی
شونه بالا انداخت:
- آدم که با خواهرش ازاین حرفا نداره که.
باغیض نگاهش کردم و دستم رو تکون دادم:
- بای بای..ظرفا رو بشور
به سمت اتاق رفتم و آروم در رو باز کردم
و خیلی آروم تر بستم.
لامپ رو هم روشن نکردم که یه وقت آرین اومد تو نتونه زود منو ببینه و
فرصت قایم شدن داشته باشم
پتو رو پایین تخت انداختم و دراز کشیدم.
تو نور کمی که از پنجره تو اتاق بود به سقف زل زدم
ناخودآگاه فکرم رفت سمت آرین
یعنی نیلا داشت جدی می گفت؟
من تحریکش کرده بودم؟
نه بابا نیلا مثل همیشه داشت مسخره بازی در میاورد.
مغزم نهیب زد" پس چرا آرین اونقدر هول زده رفت تو اتاقش؟"
یاد خودم افتادم
حسابی با لب و لوچه ام ور رفته بودم..میشد گذاشت پای دوست داشتن یا مثل هر پسر دیگه ای با دیدن یه دختر...
مکث کردم. اصلا دلم نمی خواست اینطوری فکر کنم.
چشم هاش تو ذهنم تداعی شد
جوری که نگاهم می کرد
و لب هاش که دیگه به خاطر جویدن لقمه تکون نمی خورد و بعد ناگهانی از پشت میز بلند شده بود و رفته بود
چرا اینقدر بهش فکر می کردم؟
به پهلو چرخیدم و سرم رو زیر بالشت بردم.
نمیخواستم بهش فکر کنم
نباید بهش فکر می کردم
چشم هام رو محکم فشار دادم و
به خودم توپیدم
بس کن، بس کن احمق اینقدر بهش فکر نکن
سعی کردم فکرم رو منحرف کنم. به فردا فکر کردم و اینکه اینبار چطوری از دست رادمهر فرار کنیم
romangram.com | @romangram_com