#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_144
نفسم رو دادم بیرون:
- اگه میفهمیدن چی؟واقعا کارت خطرناک بود
نیلا- نگران نباش نمی فهمن..
دوربینا رو چیکار کردی؟
یادم رفته بود نیلا هم شنودش رو فعال کرده...تا ازهم باخبر بشیم
نفسم بیرون دادم- نمی دونم کجا بذارمشون؟؟
دوربین ها رو از توی لباس زیرم درآوردم و بهش دادم
ریز خندید:
- خدا می دونه چیا دیدن تا الان..
چپ چپ نگاهش کردم- خنگ تاریکه چیزی دیده نمی شه..بعدشم خاموش هستن
ریز خندید یکی از دوربینا رو ازم گرفت
_مثل فیلما بذاریمش زیر تابلویی یا ساعتی چیزی؟!
به آینه بزرگ اتاق اشاره کردم_تو قاب اون آینه
ببین ...
نیلا سری تکون داد با چسب دوربین رو به کنار آینه چسبوند
بخاطر ریز و باریک بودنشون تقریبا جاسازیشون راحت بود
بقیه دوربینا رو جاهای دیگه خونه باید می ذاشتیم
عقب گرد کردیم که با چرخیدن دستگیر اتاق
و صدای رادمهر هردو خشکمون زد...
معلوم نبود رادمهر باز چرا به سراغم اومده
دلم نمیخواست دست های کثیفش به نیلا بخوره
توی حرکت ناگهانی نیلا رو به سمت پشت در اتاق هل دادم
که اگه خودش کنترل نمیکرد با مخ به دیوار میخورد
باز شدن در فرصت هرگونه اعتراض از نیلا گرفت
رادمهر نگاهی به من که جلوی در اتاق ایستاده بودم انداخت_بیا برای نانا صبحانه حاضر کن
متعجب پرسیدم_نانا کیه؟؟!
بدون جواب به من عقب گرد کرد رفت
دوربین هارو توی دست نیلا گذاشتم و یواش گفتم_بقیه اش با تو..
نیلا اخمی کرد_یادم باشه کارت جبران کنم
لبخندی زدم و از اتاق خارج شدم
به محض ورودم به آشپزخونه با دیدن دختره که روی پای رادمهر نشسته بود
و دست های رادمهر جای جای بدنش میپایید حالم از دختر بودنم بهم خورد
سعی میکردم به این رفتارشون متفاوت باشم
هرچی باشه رادمهر منم یکی ازین دخترا میدید
حالا میفهمم با کار های احمقانمون چه صفت های زشت و زننده ای بهمون میچسبید
حتی با اینکه دست هیچکدومشون بهمون نخورده بود
با صدای داد رادمهر ترسیده به سمتشون برگشتم_دوساعته تو یخچال دنبال چی میگردی؟!
هول کرد در یخچال بستم_خب خب صبحونه براتون حاضر کنم..
دختره پوزخندی زد_عزیزم این خدمتکار گیج رو از کجا پیدا کردی؟؟
رادمهر لبخند خبیثی زد_راه میافته...
آب دهنم به سختی قورت دادم و تند تند مشغول چیدن میز صبحانه شدم
با صدای ملچ ملوچ چیزی چشمام گرد شد
خدا خدا میکردم اون چیزی که توی فکرمه نباشه
ولی با دیدن صحنه رو به روم انگار یه سطل آب یخ روم ریختن...
دهنم شش متر باز شده بود و بسته نمیشد
صورت کامل دختر توی دهن رادمهر بود و سر و صورتش لیس میزد
romangram.com | @romangram_com