#دروغ_شیرین
#دروغ_شیرین_پارت_145

-شیما: خب احمق جون کارشو از پشت تلفن که نمیتونه بگه.

آروم زدم تو بازوش و گفتم:

-خیلی بی ادب شدی.

-وا مگه دروغ گفتم.

-اول لباسامو عوض میکنم بعد بهش زنگ میزنم.

-شیما: همینطوری ادامه بدی دو روز دیگه پشیمون میشه که چرا در مورد طناز جدی تر فکر نکرد.

-اگر به خاطر این چیزا نظرش عرض میشه همون بهتر که بره دنبال یکی دیگه.

شیما سریع گوشی رو از دستم قاپید و گفت:

-گمشو، مگه من میذارم همه مونو بدبخت کنی. تازه یه راهی پیدا کردیم که تو روی اون دختره ی منگول وایستیم.

-شیما اذیت نکن.

-شیما: اذیت چیه؟ من دارم کمکت میکنم. بعد ها ازم تشکر میکنی.

-شاید رفته باشه.

-شیما: نه نرفته، من آمارشو دارم.

-ببخشید یادم رفت شما دست bbc رو از پشت بستین.

پری خندید و گفت:

-برو ببینش. این گوشیتو بهت نمیده.

-خیلی خب.


romangram.com | @romangraam