#دروغ_شیرین
#دروغ_شیرین_پارت_132

پری چشمکی زد و گفت:

-حله.

خاله پروانه با دیدن ما گفت:

-بیاین بشینین، میخواستم براتون چایی بیارم.

-پری: تو بشین مامان. من میارم.

و همونطور که داشت چایی میریخت، بلند از تو آشپزخونه گفت:

-مامان آخر هفته یه نامزدی افتادیم.

-نامزدیه کی؟

-همون دختری که کنارت نشسته.

خاله پروانه با تعجب بهم نگاه کرد و پرسید:

-راست میگه؟

در حالی که می خندیدم با سر آره ایی گفتم و ادامه دادم:

-برام افت داشت که از پری عقب بمونم.

خاله پروانه صورتم و بوسید و گفت:

-تبریک میگم...پس الان سر تهمینه حسابی شلوغه...

پری کنارو نشست و آروم یه دونه زد تو سرم و گفت:

-خاک بر سر حسودت کنن.


romangram.com | @romangraam