#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_288
و بعد به اطراف اشاره کردم و حرفم و ادامه دادم
_ عجیب تره؟
فریاد کمی توی جاش نیم خیز شدو با پوزخندی که همیشگی بود براش نگاهم کردو گفت:
_ انقدر که مخت بوم
و با دست کنار سرش شکلکی در اوورد و ادامه داد
_ منفجر بشه
با بهت به رفتارش نگاه کردم یعنی چی مشکل چیه یعنی چیزی هست که مهیار بهم نگفته و خودم جواب مزخرف خودم و دادم اره احمق همه چیز و که به تو نمیگه
کلافه به سمت کاناپه مورد قبلم رفتم که فریاد گفت :
_ می تونستی لج نکنی و بلند نشی بیای اینجا و بعد این همه اتفاق نمی افتاد
با حرفش تک خنده عصبی کردم و گفتم
_ مسبب همه این اتفاقای مزخرف تویی مسبب دوری من از بهترین افراد زندگیم کسی که من و کشوند اینور دنیا تویی میفهمی تو
همه این هارو با جیغ و داد تو روش می
گفتم
چهرش مبهوت بود اما سعی می کرد نشونش نده
توی جاش جا به جا شدو گفت :
_ من من تورو آدمم نمی دونستم قبلا
و پوزخندی زد اما چهرش معلوم بود که حرفش فقط حرفه می دونم حس می کنم شایدم ...
شایدم دارم خودم و قانع می کنم
اشک توی چشام جمع شدو کم کم روی گونه ها روون شد جیغ کشیدم وهمونطور که گریه میکردم گفتم :
_ آره تو توی لعنتی تویی که توی اولین رقصم با اون پوزخند مزخرفت زندگیم و نکبت تر از قبل کردی تویی که با حرکات زدو نقیضت دنیای کثیفم و کثیف تر کردی
به سمت اولین گلدون رفتم برام مهم نبود اون فرد میلاد نام عصبی میشه برش داشتم و به زمین کوبیدمش
با حرکتم از جاش پرید و دستاش و بالا اوورد
اما مهم نبود مهم دقی بود ک توی دلم تلنبار شده بود
_ فکر نکردی حتی یه لحظه ام فکر نکردی با اون کارات چه بلایی سرم میاری ها؟؟؟
و با جیغ شئ دیگه ای رو که دم دستم بود پرت کردم صدای جیغ و دادم و شکستن وسایل توی فضا منعکس می شد اشکام و با پشت دست پاک کردم و در حالی که وسایلم و از روی مبل بر می داشتم گفتم:
romangram.com | @romangram_com