#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_286


با حرف مهیار منم بیخیال از بحثای فرعی رفتم سر اصل مطلب تا هرچع زودتر کنجکاویم و برطرف کنم برای همین پرسیدم :



_ خب میلاد کیه یعنی چرا اینجوریه عجیبه مثلا خونه اش چرا انگار همه چی متفاوته انگار چند سلیقه و مدل هست تو این خونه و مطمئنم این دیزاین مد سال نیست



بعد تموم شدن حرفام صدای نفس های فریاد کمی از قبل تندتر شد



مهیار دست به سینه شدو گفت :

_ خب بزار از اول برات بگم ببین میلاد پسر عمومونه یه هنرمند نابه اما مشکل داره برای همین خیلی تیمارستان بستری میشه و هربار بدون اینکه درمان بشه با پول میاد بیرون



وسط حرفش پریدم و گفتم :

_ مشکلش چیه ؟

از سوالم کمی خجالت کشیدم و منتظر شدم برگرده بهم بگه به توچه



اما فقط کمی نگام کرد انگار مردد بود اما بالاخره ادامه داد:

-چند شخصیتیه موجی فازی هرچی که اسمش و بزاری یک بار مهربونه انقدر که دوست داری فداش بشی حتی منم نظرم میره سمتش و بعد حرفش چشمکی زد



و ادامه داد



_ یبار انقد خشن که ....

که حتی به خواهرو برادرش حتی مامانش رحم نداره یک بار وسواسی و حساس یک بار بیخیال و راحت



با تعحب به حرفای مهیار گوش می دادم برای همینه هرجای خونه یه مدله و به یک شخصیت میاد یعنی انقدر حاده که روی اینام تاثیر داشته ؟؟



وقتی دیدم مهیار پاسخ دهنده خوبی ادامه دادم :

_ چرا این مشکل و داره ؟



چهره مهیار کمی توی هم رفت و گفت :

_ ببین ما چهار تا داداشیم و یک پسر عمو یعنی کل نسلمون فربد اولیه که نامزد داره و رئیس بیمارستان و بعد فرهان و فرهاد که دو قلو شدیدا همسانن وفرهان چند ثانیه بزرگتره و بعد فریاد که میدونی خودت و آخری هم منم و اما میلاد همسن و سالای فریاده و یه نخبه به تمام معنا

ساکت شدو کمی نگام کرد



_ نمیدونم حرفام و بشنوی میخندی یا باور میکنی اما خب مهم نیست



چرا نباید باور کنم مگ چیه ؟



ادامه داد:

_ ژن خانوادمون برتره یعنی تیزهوشن اینم تنها دلیلش و بابا بزرگ و مامان بزرگ مامانم میدونن و همین و بابا بزرگم که مرده و مامان بزرگم که اونم چند ساله با کسی حرف نمیزنه و دلیلش و کسی نمیدونه

وسط حرفش پریدم و گفتم

_ اگه توی خانوادتونه پس نسل های قبلتونم بوده پس

مهیار دستش و بالا اوورد


romangram.com | @romangram_com