#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_275
به پیراهننگاه کردم .پسرونه بود،ولی شلوار یه جوری بود برای یک پسر احتمالا خیلی تنگ و کوتاه بود پس یعنی شلوارش دخترونس!
این اتاق کوفتی مال کیه؟
با حرص گفتم:
-مال کین؟
با ابروهای بالا رفته نگاهم کرد و از اون نیشخندای قدیمی و روی اعصابش زد و گفت:
-فضولی؟
دندون قرچه ای کردم و دوباره از سرما لرزیدم که عصبی گفت:
-زود بپوش سرما نخوری.
نگرانم بود؟ خدایا می شه نگرانم باشه؟
عصبی رفتم و لباسا رو از روی تخت چنگ زدم و داد زدم:
-برو بیرون تا عوض کنم.
به حالت تعجب بهمنگاه کرد و گفت:
-خب جلوم عوض کن.
و نیشخند شیطنت آمیزی زد.
با حرص نگاهش کردم من روی این و کمنکنمنیاز نیستم.
دستم رو بردم سمت دکمه های لباسم و با حرص گفتم:
-باشه!
پلکش پرید و فکش قفل شد و نگاه خیره اش رو به گردنم دوخت و عصبی به عسلی کنارش لگد زد و از اتاق رفت بیرون.
نفس راحتی کشیدم و خدارو شکر که رفت وگرنه عمرا دکمه دوم و باز می کردم.
پیراهن و بو کردم یه عطر سرد نمی فهمیدم دخترونست یا پسرونه.
عصبی به پیراهن سفید مشت زدم و لباسم رو در اوردم و پوشیدمش تا رونممی رسید.دکمه هاش رو بستم.
شلوار جین رو پوشیدم کمی گشاد بود اما با کمربند پیراهنم روبه راهش کردم.
موهام رو با پنس کوچیکم بالای سرم جمع کردم و از اتاق خارج شدم که محکم به سینه فریاد خوردم و جیغ خفیفی کشیدم و خواستم برم عقب که دستاش دور کمرم حلقه شد.
موهاش نم داشت و ریخته بود روی صورتش و تی شرتش تنش نبود!
گرمای بدنش برعکس چشای سردش خیلی زیاد بود و حتی از روی پیراهن تنمم می تونستم حسش کنم. نفس عمیقی کشیدم که بوی شامپوی بدنش توی بینیم پیچید
ناخوداگاه دستام دور کمر سفت و عضلانیش پیچید اما دستای اون کمی شل شد ولی تکونی نخورد
انگار هیچکدوممون قصد نداشتیم کنار بریم
چشماش خمار شده بود و خیره نگاهم می کرد.
بالاخره کمی به خودم اومدم و کنار کشیدم
نفسام تند شده بود
فریادم مثل من
سرم و پایین انداختم و از کنارش رد شدم
خونه گرم شده بود و این بخاطر سیستم گرمایشی بود اما یه شومینه بزرگم کنار پزیرایی بود.
به دور تا دور خونه نگاه کردم
بر خلاف ظاهر بیرونش خیلی شیک و به روز بود
دیزاینی که بکار گرفته شده بود عالی بود
اروم با قدم های آهسته به سمت پیانو رفتم و پشتش نشستم
ناخوداگاه دستام روی کلید های صفحه نشست و روون شد
ملودی اهنگ دختر بد توی انگشتام ناخواسته جاری می شد
romangram.com | @romangram_com