#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_274


سینش تند تند بالا و پایین می شد یهو چونم رو با خشونت گرفت و با حرص گفت:

-خوب گوش بده تو عروسک منی!نه برای بازی کردن ، می خوام بزارمت تو ویترین زندگیم و نمی زارم‌ هیچ احدی دستش به یه تار موت برسه.



تند تند پلک زدم و از کل بدنم و موهام آب می چکید اونم همین طور.

سرش و بهم نزدیک کرد و آروم‌گفت:

-تو عروسک منی.فقط من!



مبهوت و خشک شده نگاهش کردم.

سرش رو پایین انداخت و حس کردم‌کمی آروم‌شده.

مچ دستم رو گرفت و من رو اروم کشوند سمت در بزرگ خونه ای مثل خونه باغ بود. هوا اون قدر تاریک بود که چیزی دیده نمی شد.



وارد خونه شدیم و لرزیده از سرما نالیدم:

-این جا ک...کجاست؟

بدون جواب دادن مسیر پر درخت و گل و گیاهی رو طی کردیم و کل کفشام گلی شده بود بدی این کشور همین بود.

بیشتر مواقع تاریک و دلگیر و بارونی.

در خونه ای رو باز کرد و بدون دراوردن بوت های گلیش وارد شد.

اون یه تی شرت تنش بود و منم با اون لباس مشکی و کوتاه یقینا داشتم ویبره می رفتم.

موهامم مثل گربه چسبیده بود به پیشونی و گردنم.

برقا اتوماتیک روشن شدن و یه خونه بزرگ بود که اول از همه پیانو بزرگ مشکی رنگش توجهم و جلب کرد.

پنجره های بزرگ و پذیرایی جالبش نمای خونه رو دلباز کرده بود شیک و کلاسیک.

خودم رو بغل کردم و فریاد رفت و تا سیستم گرمایشی رو روشن کنه.

از موهام آب می چکید و دندونام کم کم شروع کردن به برخورد و تیک تیک کردن چونم اون قدر سریع می لرزید که خندم گرفته بود

برگشت سمتم و کمی خیره نگاهم کرد و چند ثانیه مکث کرد و همچنان نگاهم می کرد.

آروم‌گفت:

-لباست رو عوض کن.

گیج نگاهش کردم و نگاهم و به لباسام دوختنم.

من‌که چیزی زیرش نپوشیده بودم!

لبم و گاز گرفتم لرزون‌گفتم:

-ل...لباس ندارم.

نگاهم کرد و سرش رو زیر انداخت گردنش و کج کرد و کلافه به موهاش چنگ زد و گفت:

-دنبالم بیا.

پشتش رو کرد و رفت سمت اتاق.

نامطمئن پشت سرش راه افتادم و از پله ها ی گوشه سالن پایین رفتیم و در اتاقی رو باز کرد و منم با فاصله پشتش وارد شدم.

کفشامون به کف سالن رسما گند زد!

به اتاق مشکی لیمویی تیره جلوم زل زدم.

بیشتر دخترونه دیده می شد تا پسونه!

حسادت بهم غلبه کرد و با حرص لبم رو به دندون کشیدم.

حرصی بهش نگاه کردم که در کمد رو باز کرد و یه پیرهن پسرونه سفید انداخت رو تخت و یه شلوار جینم انداخت و برگشت سمتم و گفت:

-بپوش،نو هستن


romangram.com | @romangram_com