#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_235

می خنده‌.

می خندم بلند و با بغض می خندم.

بین گریه هام می خندم و داد می زنم:

-من باختم.

بازم‌می خندم اون قدر که زیر دلم‌منقبض می شه و خم می شم و با گریه جیغ می زنم:

-من تو این طوفان باختم غرقم کن.

جلو تر می رم خیلی جلو تر.

موهای پریشونم مدام به صورتم سیلی می زنن شاید می گن چی کار می کنی نیاز؟ نرو جل .می افت می میری!

اما من دیگه به آخر خط رسیده بودم.اصلا اون قدر به اخر خط رسیده بودم که خطی رو نمی دیدم.



صدای آژیر آمبولانس و آژیر ماشین های پلیس و می شنوم.

چشم‌می بندم و به لبه پرت گاه نزدیک و نزدیک تر می شم بغض چنگ می زنه به گلوم.

بر می گردم و می بینم که ماشینا یکی پس از دیگری یه جایی نزدیک بهم‌متوقف می شن و پلیسا و ...از ماشینا خارج می شن و خیلی محتاط آروم جلو میان‌.

کاش یاسمن گذاشته بود مرگ‌با ارامشی داشته باشم.این صدا ها قطعا نمی زاشتن با آرامش بمیرم.

صدای ترمز میخی و باز شدن سریع در ماشینی رو می شنوم و بر می گردم.

یکی از مامورین پلیس داره باهام مثلا حرف می زنه!

-این راهش نیست،انتخابای دیگه ام داری ما بهت کمک...

حرفاش و نمی شنیدم نگاهم خیره فریادی بود که نا مرتب از ماشین با عجله پیاده شد نگاهش مبهوت بود.

اولین بار بود که تا این‌حد شلخته و نگران می دیدمش‌.یکم دیره کله رنگی.

می دوعه سمتم و بهش پشت می کنم.

پلیسا رو به زور کنار می زنه:

-ولم کن... باید باهاش حرف بزنم دِ می گم ولم‌کن!

موفق می شه میاد نزدیکم بر می گردم‌سمتش.

نگاهش می کنم نفس نفس می زنه نگرانه!

-ن..نیاز...اگه به خاطر اون آشغاله نگران نباش...من پیشتم باشه؟

لبخند می زنم و بعدش بلند بلند قهقهه...

عصبی می شه نعره می زنه نگران هنجره اش می شم!

-نیاز بیا این جا من رو سگ نکن به خاطر این کارت بعدا حسابت و می رسم ، فعلا کاریت ندارم...بیا.

این پسر همونیه که جوابم رو نمی داد تا به هنجره اش آسیب نرسه؟

چشم آبی من حالا برای کی داری گلو تو پاره می کنی؟

با لبخند بهش نگاه می کنم و می گم:

-داستانه رو شنیدی؟

پلیسا کمی ازمون دور می شن..صدای بی سیم ها و هم همه شون رو اعصابمه.

عصبی پلک می زنه و می گه:

-تو ماشین برام تعریف کن بیا بریم.

بهش زل می زنم و بغض کرده می گم:

-پروانه عاشقه خرسه بود.به خرسه گفت: دوست دارم.

ساکت می شه و نگاهم می کنه

لبم‌و می گزم و دستای یخ کرده و لرزونم و رو قلبم‌می زارم و ادامه می دم:

-خرسه یکم به پروانه نگاه می کنه و می گه باشه ممنون بزار بخوابم.بعدا راجبش حرف می زنیم.

romangram.com | @romangram_com