#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_215

_ خانم جان اینجوری که نمیشه، باید هماهنگ کنم

لبخندی زوری زدم که مطمئنم خیلی مزحک بود

_ منتظرم

اونم با حرفم به سمت اتاقک کوچیک دم در رفت

گذاشتم وقتی کامل وارد اتاقک شد به سمت ساختمون دوییدم و وارد شدم

مجلل تر شده بود اما گرفته

طراحش واقعا میدونسته چیکار کنه اینجا رو

دقیقا مثل رئیسش گرفته و تاریک

جلوی اسانسور ایستادم و سریع خودم رو داخل اون الونک تنگ و گرفته انداختم

با پام روی زمین ضرب گرفتم که بالاخره اون زن اعلام کرد که به طبقه مورد نظرم رسیدم

از اسانسور بیرون اومدم و به سمت دفتر ریاست رفتم که صدای زنی بلند شد:

_ خانم کجا؟

به سمت زن که پشت میز بود برگشتم و گفتم:

_ کوری؟ میرم تو دفتر

و به در اشاره کردم

زن ابرو های تتو هاشور زدش رو توی هم گره زد و گفت:

_ میدونم اما اینجا طویله که نیست خانوم، باید وایستیداقای رئیس جلسه دارن

پوزخندی زدم و گفتم:

_ فدای سرم

خواستم به سمت اتاق برم که دستم به وسیله اون موجود قد کوتاه کشیده شد

عصبی جیغ زدم:

_ چته وحشی ولم کن

_ وحشی خودتی، میگم نمیتونی بری داخل

صدای جیغ جیغمون توی راهرو پیچید

با دست زن رو هل دادم و وارد دفتر شدم که چندتا سر به سمتم چرخید اما من فقط به اون فردی که با کت و شلوار طوسی و میلیونی در صدر میز نشسته بود چشم دوختم



...

با چشمای ریز شده نگاهم کرد و مرد های اطرافشم با دهنی نیمه باز و ابروهای بالا رفته نگاهم می کردن.

با حرص گفتم:

-باید حرف برنیم.

منشی نفس نفس زنون و با حرص بازوم و گرفت و گفت:

-ببخشید اقای آرام الان بیرونشون می کنم گوش ندادن‌به حر...

بهم زل زد و با ابرو های بالا رفته خودکارش و انداخت رو دفتر جلوش و به پشتی صندلیش تکیه زد و با نگاه پیروزی بهم خیره شد و گفت:

-نیازی نیست.برای امروز جلسه تمومه می تونید برید.

منشی کبود شده و با حرص نگاهم کرد و سری تکون داد و یه چشم غره به عمو رفت و من مطمئن بودم باهم رابطه داشتن.

مرد هایی که دور میز نشسته بودن و همه کت شلواری و شیک بودن از پشت میز بلند شدن و کمی خیره نگاهم کردن و دفترا و پوشه هاشون و برداشتن و با نگاه های معنا داری به هم از کنارم گذشتن.

در اتاق که بسته شد لرز تو بدنم‌نشست.

اخرین بار که باهاش تنها شدم سال ها پیش بود.درست بعد این بابا مرد به خاطر آسیب دیدگی پاهام نمی تونستم از خونه برم.

در اتاقم و قفل می کردم و با ترس و لرز می خوابیدم.سیاوش ولم کرده بود و تنها بودم و تنها روهام و داشتم.

البته محمد مهدی ام بود اما دور بود.

romangram.com | @romangram_com