#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_205
-والا یکی دو تا ام نبودن که یه محله رو به گند کشیدی! بهترین خونه ی محل و با پول کم با عشوه خرکی هات به چنگ آوردی و هر کثافت کا...
با حرص رفتمسمتش و با پامبه سبزی های پلاسیده جلوشون لگد زدم و جیغ زدم:
-حرف دهنت و بفهم زنیکه من هر چی هستم ظاهر و باطنم یکیه مثل شما نیستم زیر چادر هر غلطی دلم می خواد بکنم.بقیه می دونن صیغه حاجی جون محل شدی و طلا های رنگا رنگت و از زیر بغل زن پیر بی چاره اش در میاری؟
عصبی به صورت مبهوت و سرخ شدش خیره شدم و جیغ زدم:
-می بینی خانومم منم یه چیزایی بارمه ولی مثل شما بی کار و بدبخت نیستم سرم تو لاک این و اون باشه!
زنی که بچه به بغل داشت حرصی گفت:
-واه واه واه چه حرفا ،دختره هرزه ی سلیطه رو نگاه کن خلاف شرع که نکرده. که ،صیغه شده حلال حلال!
خود همون خانوم صیغه شده و چاغ و چادری ام زحمتی به خودش داد و بلند شد و جیغ زد:
-صیغه کردم که کردم به تو ربطی نداره هرزه هر شب هر شب خونت پسره!
قرمز شده با دو دستم با این که یک سوم هیکلشمنمی شدم اما هولش دادم و جیغ زدم:
-اون پسرایی که می گی شرف دارن فهمیدی !روهام داداش منه محمد مهدی داداش منه خودش زن داره آشغال من هر گوهی بیرون بخورم پسر نیاوردم خونم چیه چشمتون افتاد به ماشین میلیونی ای که دم خونم پارک بود؟ اون ماشین استاد موسیقیمه اصلا در حدی نمی بینمتون براتون توضیح بدم همون بهتر که با این غیبتا و دو دو تا چهار تا کردناتون بمیرید.
به خاطر این که هولش داده بودم یاقی شد و دستش و بلند کرد و موهام و که از شال بیرون زده بود و به چنگ گرفت و موهام رو کشید و من جیغ زدم و از ریشه ی موهام درد رو با همه وجودم حس کردم و دست و پا زدم اما زنی که بچه داشت بچه اش و به دختر بچه چهار پنج ساله کنارش داد و اونمبه کمک زن وحشی و هیکل روبه روم اومد و از پشت کمرم و گرفت و من جیغ می زدم و همسایه ها دورم جمع شده بودن ولی کاری نمی کردن!
زن بعد این که خوب موهام و کشید دستش و برد بالا و محکم با پشت دستش کوبید تو صورتم.
جیغ زنون با دست آزادمبه صورتش چنگ زدم و دست و پا می زدم و هیچ کس هیچ کاری نمی کرد!
البته چرا بعضیا زحمت می کشیدن فیلم می گرفتن!
چنگی که به صورتش زدم.صورتش و مثل گوشه لب و زیر بینی من خون آلود کرد و این وحشی ترش کرد و منم که از درد صورتم سر شده بودم جون تقلا نداشتم.
زنی که من و از پشت گرفته بود جیغ زد:
-عاطی بزنش دختره هرزه رو کل جوونای محل و از راه به در کرده.
منظورش از جوونا همون لات و لوتایی بودن که به اونا توهین می کردن اما پشت من تا خونه راه می افتادن و منم یادم نمیاد کاری کرده باشم تا اونا رو جذب کنم!
زنی که من و از پشت گرفته بود موهای باز شدم و گرفت و با کشیده شدن موهام به عقب سرم بلند شد و از بین چشمای خیسم که از بی کسیم خیس شده بودن به صورت عصبی و کبود زن روبه روم زل زدم و دستش و برد بالا تا دوباره رو صورتم فرود بیارتش که موچ دستش به شدت کشیده شد و من حیرون و با بغض و چشمای خیسم سرم و برگردوندم و به ناجیم خیره شدم.
بین نفس نفس زدنام با بغض و گریه گفتم:
-ف..فریاد
به چشمای آبی و عصبیش با بهت خیره شدم و فریاد سرش رو کج کرد سمت زنی که من رو گرفته بود و با حرص اما اروم از لابه لای فک قفل شده اش گفت:
- ولش کن
زن فوری ولم کرد و به خاطر ضعفی که داشتم پاهام سست شد و کم مونده بود بی افتم که فریاد یه قدم اومد جلو و تو آغوشش سقوط کردم.
مثل سقوط آزاد
همون قدر سریع
همون قدر قشنگ
دستش رو دور کمرم پیچید و دستای لرزونم چنگ شد به پیراهن سفید و چروکش.
انگار اونم مثل من شب خوبی رو نگذرونده بود!
به خودم اومدم و تمام توانم رو، رو پاهام ریختم و با سره پایین ازش فاصله گرفتم و همه سکوت کرده بودن.
حس میکردم هیچ کس نفس نمیکشه.
دستم رو به دیوار گرفتم تا نیفتم و به نیم رخ طوفانی و اون رگ برآمده و اون سینه ای که از حرص و خشم تند تند بالا و پایین می رفت زل زدم.
این همه جذابیت مگه داریم؟
دیوونه شدم نه؟
صد در صد زده به سرم!
زده به سرم که با وجود خونی که از بینی و گوشه لبم سرازیر بود و درد و بی آبرویی ای که حس کرده بودم به جذابیت عشق سنگ دلم فکر می کردم!
فریاد بدون اینکه برگرده رو به زنی که منو زده بود و حالا با حیرت و سکوت گوشه ای ایستاده بود و موچ دستشو گرفته بود گفت:
- چرا؟
romangram.com | @romangram_com