#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_204


- صندوق رو باز کن

سر تکون داد و در حالیکه جلوی آینه موهای به هم ریخته و شکسته اش رو درست می کرد در رو باز کرد

کمرم گرفته بود و از خستگی و یک جا نشستن زیاد پاهام خشک شده بود.

رفتم سمت صندوق عقب و چمدون رو برداشتم و به زور بلندش کردم

وقتی گذاشتمش رو زمین دسته اش رو گرفتم به سمت مهران پشت فرمون رفتم

مهران برگشت سمتم و گفت:

- کار نداری؟

خیلی خسته و خواب آلود بود

بهش حق می دادم.

دستش رو آورد بیرون و باهام دست داد و با لبخند گفت:

- گوشیت رو درست کردی بهم زنگ بزن، نری حاجی حاجی مکه ها

لبخند محوی زدم و خم شدم سمتش و گفتم:

- دمت گرم

لبخندی زد و لباشو غنچه کرد و برام بوس فرستاد و گفت:

- مراقب خودت باش، هر وقت کارم داشتی می دونی که کجام؟

از ماشین فاصله گرفتم و با لبخند گفتم:

- آره همون‌ تئاتر خاک‌ گرفته!

لبخند زد

لبخند زدم

دست تکون داد و دست تکون دادم و بوق زد و راه افتاد

دسته ی چمدون رو گرفتم و قدم‌ تند کردم و به سمت ته کوچه راه افتادم

این موقع صبح حضور این زن ها رو که دور هم‌ جمع شدن و سبزی پاک می کنن رو درک نمی کنم!

تا منو می بینن طبق معمول سر تو گوش هم فرو می کنن و تند تند شروع می کنن به پچ پچ.

بی حوصله پوفی می کنم و شالم رو روی موهام درست کردم و دست تو جیب کوچیک چمدونم می کنم و کلیدا رو از بین هندزفریم بیرون می کشم و تو قفل در می زارمش.

هرکار می کنم کلید تو قفل نمی چرخه و در باز نمی شه!

مبهوت به در فشار میارم و دسته چمدون رو ول می کنم و تقلا می کنم تا در و باز کنم.

- هی دختر، صاحب خونت بیرونت کرده!

سر جام خشکم زد و تنها یه سوال تو ذهنم نقش بست!

من که کرایه خونم رو دادم پس این چی میگه؟

برگشتم و به نیش شل زن چادری رو به روم که بازوهای بزرگ و سفیدش و از لابه لای چادر کهنه و سورمه ایش می شد دید خیره شدم.

با تمسخر گفت:

- همسایه ها امضا جمع کردن برای خراب بودنت، صاحب خونتم وسایلات رو انداخت تو کوچه و یکی از خاطر خواهای بدبختت اومد جمعشون کرد رفت.

خشک شده از در فاصله گرفتم و دیگه صبرم لبریز شده بود!



با حرص به چشمای ریز و تیره اش زل زدم و گفتم:

-اون وقت چه جور امضایی جمع کردید که صاحب خونم‌ من رو بدون حضورم انداخته بیرون و پی شکایتم و به تنش مالیده؟

زن کناری که یه بچه غنداق و تو اون سرمای دم دمای صبح زیر بغلش زده بود بهم خیره شد و حرصی گفت:

-یه مردی خدا خیرش بده اومد برای صاحب خونت دلیل و مدرک آورد گند کاریات و دوس پسرای رنگارنگ و پولدارت رو که می بری خونت و بهش نشون داد.

زن قبلی با اون هیکل گنده اش تو جاش جابه جا شد و با تمسخر گفت:


romangram.com | @romangram_com