#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_186


سارین و اون دختره که اون سمتم ایستادن نگاه ها متوجه اونا شد

اروم رو به ساره گفتم:

- من میمونم ساره

ساره با تعجب به صورتم نگاه کرد و گفت:

- نیاز اگه نیم ساعت دیگه سر پا بمونی بیهوش میشی، خیلی بیحالی

توجه بقیه ام به سمتمون جلب شد

سارین با اخم گفت:

- نیاز بیا بریم با ما وضعیتتو دیدی؟

مهران وارد نقشش شد و عصبی گفت:

- نیاز هرجا بخواد میمونه، اگرم بخواد برگرده هتل خودم میارمش

سارین با چشمای ریز شده به مهران زل زد و گفت:

- ببخشید شما؟

مهران با نیشخند گفت:

- ببخشید به تو چه؟

عارف بازوی سارینو گرفت و گفت:

- بیخیال بچه ها



مهران و سارین همچنان به هم زل زده بودن که عارف بازوی سارین رو گرفت و قاصدک چسبید به دست سارین و با عشوه و کشیده کشیده گفت:

- وااااای ســـاریــــن ...چـــرا هـمـچـیـن مـیکـنـی؟

چشمامو گرد کردم و عصبی جیغ زدم:

- همتون برگردید هتل

همشون یه جهش پریدن و مبهوت نگاهم کردن و من آتیشی به عارف زل زدم و گفتم:

- همه ی بچه هارو برگردون هتل، مهرانم باهاتون میاد، دستیار و دوست منه اتاق بگیره فردا که شما اومدید من برمیگردم اگه یک کلمه حرف بشنوم همینجا آتیشتون میزنم !

اونقدر حالم بد بود و عصبی بودم‌ که همه ساکت شده بودن و منو نگاه میکردن

عارف انگار درکم میکرد

این پسر همیشه و هر جا انگار از چشمای من همه چی و میفهمید

سارین خواست چیزی بگه که عارف بازوشو گرفت و گفت:

- حق با نیازه حالا که دوست داره بمونه نباید مانعش بشیم، کسی حرف نزنه لطفا، بریم تا دیر نشده

بچه ها کمی نگران نگاهم کردن و هر کدوم یه چیزی گفتن و عارف قبل از رفتن برام کافی (coffee) گرفت و مهرانم ساندویچ برای من و صالح گرفت و بهم با نیش باز زل زد و با چشمک آروم گفت:

- نری تو اتاق فریاد از بی هوشیش استفاده کنی بهش تجاوز کنیا

گیج بهش زل زدم و تا منظورشو گرفتم خواستم به سمتش برم که سارین عصبی گفت:

- مراقب خودت باش نیاز

بدون‌ نگاه کردن بهش آروم گفتم:

- باشه

مهرانم با بچه ها رفت و من موندم‌ رو صندلی های آبی و خشک بیمارستان و در اتاق فریادی که بهم انرژی میداد

هر بار که یه پرستار وارد اتاقش میشد نیم خیز میشدم و از لابه لای در نگاشون میکردم

چرا صالح نمیومد بیرون که یه لحظه برم و ببینمش

فقط ببینمش

نه بوسش میکنم نه نازش میکنم نه لمسش میکنم و نه دستمو لا به لای اون حجم نرم و براق موهاش فرو میبرم


romangram.com | @romangram_com