#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_168
- زود باش
با چشمای گرد شده گفتم:
- ها؟
بچه ها زدن زیر خنده و سارین با نیش باز نگاهم کرد و گفت:
- برو که قراره معروف شی
ساره کلاهشو روی سرش جا به جا کرد و با لبخند گفت:
- توام که میخوای از ایران بری، تا ویدیو بیاد بیرون رفتی، پس مشکلی نداره
فریاد چشماشو درشت کرد و گفت:
- پول خوبیم داره
منو این همه خوش بختی محاله!
من؟
فریاد؟
باهم؟
اون مجبوره عاشقانه نگاهم کنه؟
حتی بعضی از صحنه ها باید بغلم میکرد
خدایا باورم نمیشه
ابروهامو بالا انداختم و اروم به سکوت جمع گوش دادم و گفتم:
- باشه
همه بچه ها با هیجان جیغ و دست زدن و فریاد نیشخندی زد و پشتشو کرد و سما فوری دستمو کشید و منو برد سمت وَن
از پله ها بالا رفتیم و منم خود به خود نیشم شل شده بود
نشستم رو همون صندلی ای که فریاد نشسته بود
کلاهمو از سرم برداشتم و ساره با لبخند موهامو باز کرد و شونه کرد
اتو مو رو برداشت و شروع کرد به لخت کردن موهام
از توی آینه به خودم زل زدم و خوشحال بودم که حساب اون دختره رو رسیدم
رو میز جلوم پر از کرم پودر و رنگ و گچ مو و لوازم گریم و آرایش بود
موهامو که لخت کرد صندلیمو چرخوند و کمی متفکر بهم زل زد و اروم گفت:
- ملیح و جذاب
به سمت رگال ته ون رفت و کمی خیره نگاهم کرد و در اخر کاوری و با چوب لباسیش از رو میله برداشت و درحالیکه به سمتم میومد گفت:
- لباستُ عوض کن این پیرهنُ بپوش
اونقدر ذوق و هیجان زیر پوستی داشتم که بدون توجه به طرح و شکل پیرهن گرفتمش و لباسامو پشت پرده در اوردم و پیرهنُ پوشیدم و دوباره جلوی آینه نشستم
موهامو دوباره شونه کرد و بعد شروع کرد به گریمم
ارایش جالب و جذابی که چهره امو عوض کرده بود و شیطون دیده میشدم
موهامو یکم حالت داد و یکم با شیطنت نگاهم کرد و یهو دست کرد تو کیفشو با شیطنت گفت:
- این ادکلنم مخصوصه خودمه برای اذیت صالح ولی خب حالا ازش بهت میزنم یکم رو اعصاب فریاد راه بری
متعجب نگاهش میکردم که با زدن ادکلن به گوشه گردن و جلوی لباس و استشمام بوش تازه فهمیدم چی میگه
عالی بود
جذبش فوق العاده بود
من که دختر بودم گیج شدم چه برسه پسرا
لبخند شیطنت آمیزی زدم و رو به ساره گفتم:
romangram.com | @romangram_com