#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_167
- دختره حس نمیده!
همه ساکت شدن و سوسن با حرص از راه کنار اتیشا رد شد و گفت:
- یعنی چی؟
با حرص بهش نگاه کردم و گفتم:
- عزیزم آهنگ رو من طراحی کردم برای دختر بد ساخته شده نه قیافه معصوم تو هر چقدر زور میزنی چهره ات شیطون و جذاب نمیشه!
عارف پقی زد زیر خنده و سوسن برگشت سمتش و گفت:
- کوفت
برگشت سمتم و سرخ شده و عصبی گفت:
- من خیلیم خوب اجرا میکنم
صالح دستشو رو چونش گذاشت و در حالیکه خم شده بود و دوربینو نگاه میکرد گفت:
- اومم حق با نیازه خیلی معصوم و سادس چهره ات!
فریاد دست به جیب اومد جلو و گفت:
- میگید الان من چیکار کنم؟ برم بهش آموزش بد بودن بدم؟
سوسن با چشمای گرد به فریاد نگاه کرد و گفت:
- چه عوضی ای هستیا!
با حرص موهاشو گرفتم و جیغ زدم:
- آشغال به کی میگی عوضی؟
دختره بال بال میزد و جیغ کشون فحش میداد:
- ولم کن روانی
سارین اومد سمتم و بین جیغ جیغای سوسن کمرمو گرفت و صالحم موهای مچاله شده ی سوسنو به زور از دستام کشید بیرون و عارف هر هر میخندید
همهمه شده بود و فریادو دیدم که بین جمع با یه لبخند محو نگاهم میکرد
دستام شل شد و سوسن رو ول کردم
سوسن تو بغل صالح زار زار گریه میکرد و جیغ میزد و سارین مبهوت منو گرفته بود
سوسن یهو صالح رو هول داد و جیغ زد:
- من یه لحظه ام اینجا نمیمونم آشعالا
به سمتش خیز گرفتم تا دهنشو ببندم که عارف با خنده و قرمز شده جلومو گرفت
سوسن دویید سمت ون و همه مبهوت منو نگاه میکردن و سنگینی نگاه فریادو رو خودم حس میکردم
بعد از چند دقیقه از ون اومد بیرون و لباساشو عوض کرده بود
فین فین کنان کولشو انداخته بود پشتش
دویید سمت شاستی بلند نوک مدادی و پژمانم دنبالش دویید و یه دختره ام باهاشون رفت سمت ماشین
صالح دویید رفت سمت ماشینشون و زد به شیشه تا با سوسن حرف بزنه و راضیش کنه نره ولی ماشین سوسن با سرعت از صالح دور شد و صالح لگدی به سنگ ریزه های جلوش زد و مبهوت گفت:
- حالا دختر بد از کجا بیاریم برا ویدیو؟
صدای خش دار فریاد باعث شد برگردم سمتش
در حالیکه به من زل زده بود با نیشخند گفت:
- نیازی نیست پیدا کنیم، سر جاشه
مبهوت نگاهش میکردم که صالح با گیجی اول به فریاد و بعد رد نگاه فریادو دنبال کرد و به من رسید و مبهوت و خشک شده کم کم نیشش شل شد و در مقابل چشمای گرد شده من گفت:
- خودشه
مبهوت به فریاد زل زده بودم
ابروهاشو بالا انداخت و با نیشخند گفت:
romangram.com | @romangram_com